بایگانی دسته: خاطره

سلام به همه, اومدم براتون یه خاطره بگم. خدا کنه اونو دوست داشته باشید. یادمه زمانی که در دوره ی کارشناسی در پیشوای ورامین تحصیل میکردم خیلی نابینا ها برای جامعه شناخته شده نبودند. در این راستا که اهالی دانشگاه … ادامه‌ی خواندن

ارسال شده در by ریحانه پروین | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تلاش برای زندگی مرز نمی‌شناسد و هیچ کاری مردانه زنانه نیست و معلولیت دست و پا گیر نیست: یک روز به یاد ماندنی و دلنشین برای من:

به نام آفریدگار جهان هستی: بخور تا توانی ز بازوی خویش, که سعیت بود در ترازوی خویش. درود بر تمام شما عزیزان دل: امروز می‌خوام براتون یه خاطره بگم که بدونید تلاش مرد و زن و معلولیت و… نمی‌شناسه. بله … ادامه‌ی خواندن

منتشرشده در خاطره | برچسب‌شده , , , , | ۲۰ دیدگاه

خاطره ای از دوران مدرسه ام

سلااااااااام به همگی. خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ اومدم یه خاطره براتون تعریف کنم. از دوران مدرسه ام. اون موقع کلاس سوم دبستان بودم. من تو مدرسه ادامه مطلب

منتشرشده در حرف‌های خودمونی, خاطره | برچسب‌شده , , , | ۶ دیدگاه